سيد محمد باقر برقعى

740

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

گور هدهد را چراغانى كنيد * بوم را يك‌چند زندانى كنيد دفتر اشعار را يك‌سو نهيد * بر حريفان سخن ساغر دهيد مست گرديد از شراب « بو سعيد » * منقلب از انقلاب بو سعيد « 1 » . . . كيست اينكه پاى مىكوبد به خاك * گشته از بانگ انا الحق سينه‌چاك حلقه بسته گرد او دلدادگان * او چو خورشيدى نشسته در ميان بر لبش حرفى ز جنس آفتاب * كرده در لفظى نهان صدها كتاب از دلش اسرار توحيدى عيان * داده پيوند معانى با بيان كرده از « حلّاج » ياد و « بايزيد » * اين نوا از كيست غير بو سعيد كيست اينكه پاى مىكوبد به خاك * در سماعى كرده جان را تابناك خرقهء تن را ز جان برداشته * پاى بر فرق زمين بگذاشته كرده در هر هفت وادى سِيرها * شسته جان را در زلال ديرها بسته پيمان با لب پيمانه‌ها * گم شده در چشم او ميخانه‌ها در جهان ما سوى پرچم‌زده * دل به اقيانوسى از ماتم‌زده تا فنا يك‌لحظه ناكرده درنگ * چشم‌بسته بر جهان رنگ‌رنگ داده بوسه سنگ دست خلق را * درس داده صاحبان دلق را خارخار عالم از دل رانده است * تا « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ » « 2 » خوانده است محنت‌آباد جهان قيرگون * غرقه كرده جان پاكش را به خون داده درسِ عشق حق ابدال را * زير پا بنهاده قيل و قال را با همه افلاكيان همدم شده * غيرِ خود با ديگران محرم شده

--> ( 1 ) - شيخ ابو سعيد ابو الخير ( 357 - 440 ه - ق . ) يكى از بزرگترين عرفاى قلمرو تصوّف و عرفان ايرانى ، كه ايام مهمى از زندگى او در نيشابور سپرى شده است و او هماره بين « مهنه » و نيشابور درآمد و رفت بوده است . اين ابيات مبتنى است بر حالات عارفانه او طبق آنچه در « اسرار التوحيد » آمده است . ( 2 ) - بخشى از آيهء 52 سورهء مباركهء « فصّلت » : . . . آيا قدرت خداوند ، برهان كافى نيست ؟ - اين ، ندايى بود كه در مسجد به ابو سعيد رسيد و « نورى در سينه‌اش پديد آورد » . شرح اين مطلب در « تذكرة الاولياء » عطار نيشابورى در ذيل « ذكر شيخ ابو سعيد ابو الخير » آمده است .